ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٣٤: دلی که دید که پیرامن خطر می گشت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:30 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
دلی کـه دید کـه پـیرامن خـطـر می گشـتچـو شـمع زار و چـو پـروانه در بـه در می گشـت
هـزار گـونـه غـم از چـپ و راسـت دامـنـگـیرهـنـوز در تــک و پــوی غـمـی دگـر مـی گـشـت
سـرش مدام ز شـور شـراب عـشـق خـرابچـو مست دایم از آن گرد شور و شر می گشت
چو بی دلان همه در کار عشق می آویختچـو ابـلـهـان هـمـه از راه عـقـل بـر مـی گـشـت
ز بـخت بی ره و آیین و پا و سر می زیستز عشق بی دل و آرام و خواب و خور می گشت
هــزار بــارش از ایـن پــنــد بــیـشــتــر دادمکـه گـرد بـیهده کـم گـرد و بـیشـتـر می گـشـت
بـه هر طـریق که بـاشـد نصـیحـتـش مکـنیدکـه او بـه قـول نصـیحـت کـنان بـتـر مـی گـشـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.