ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٤٦: ای جان خردمندان گوی خم چوگانت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:31 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای جـان خـردمندان گـوی خـم چـوگـانتبــیـرون نـرود گـویـی کـافـتــاد بــه مـیـدانـت
روز همه سـر بـرکـرد از کوه و شـب ما راســر بــرنـکـنـد خــورشـیـد الـا ز گـریـبــانـت
جان در تن مشتاقان از ذوق به رقص آیدچـون بـاد بـجـنـبـاند شـاخـی ز گـلـسـتـانت
دیـوار ســرایـت را نــقــاش نـمــی بــایـدتـــو زیــنــت ایــوانــی نــه صــورت ایــوانــت
هر چند نمی سوزد بـر من دل سنگینتگویی دل من سـنگیسـت در چـاه زنخـدانت
جـان بـاخـتـن آسانست اندر نظرت لیکناین لـاشـه نمـی بـینم شـایسـتـه قـربـانـت
بـا داغ تـو رنـجـوری بـه کـز نـظـرت دوریپـیش قدمت مردن خوشتـر که بـه هجـرانت
ای بـادیه هجـران تـا عشق حـرم بـاشـدعـشــاق نـیـنـدیـشــنـد از خــار مـغـیـلـانـت
دیـگـر نـتـوانـسـتـم از فـتـنـه حـذر کـردنزان گـه کـه درافــتــادم بــا قـامـت فــتــانـت
شـاید کـه در این دنیا مرگش نبـود هرگزسعدی که تو جان دارد بل دوستتر از جانت
بـسـیار چـو ذوالقرنین آفاق بـگردیدسـتاین تـشنه که می میرد بـر چـشمه حیوانت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.