ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٤٨: چو نیست راه برون آمدن ز میدانت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:31 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
چـو نـیسـت راه بـرون آمـدن ز مـیدانـتضـرورتـسـت چـو گوی احـتـمال چـوگانت
به راستی که نخواهم بـریدن از تو امیدبه دوستی که نخواهم شکست پیمانت
گرم هلاک پـسـندی ورم بـقا بـخـشـیبـه هر چـه حـکم کنی نافذسـت فرمانت
اگـر تـو عـید هـمـایون بـه عـهـد بـازآییبـخـیلـم ار نکـنم خـویشـتـن بـه قـربـانـت
مـه دوهـفــتــه نـدارد فــروغ چــنـدانـیکـه آفـتـاب کـه مـی تـابــد از گـریـبــانـت
اگر نه سـرو که طـوبـی بـرآمدی در بـاغخـجـل شـدی چـو بـدیدی قـد خـرامـانت
نـظـر بـه روی تـو صـاحـب دلـی نینـدازدکه بـی دلش نکـند چـشـم های فـتـانت
غــلـام هـمـت شــنـگــولـیـان و رنـدانـمنه زاهدان کـه نـظـر مـی کـنـنـد پـنهانـت
بـیا و گر همه بـد کرده ای که نیکت بـاددعـای نـیـکـان از چـشـم بـد نـگـهـبـانـت
به خاک پات که گر سر فدا کند سعدیمـقـصـرســت هـنـوز از ادای احــســانـت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.