ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٥٠: خوش می روی به تنها تن ها فدای جانت

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:31 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
خوش می روی به تنها تن ها فدای جانتمـدهوش مـی گـذاری یاران مـهـربـانـت
آیینـه ای طـلـب کـن تـا روی خـود بـبـینـیوز حسن خود بـماند انگشت در دهانت
قـصـد شــکـار داری یـا اتــفـاق بــســتــانعزمی درست بـاید تا می کشد عنانت
ای گـلـبـن خـرامـان بـا دوسـتـان نگـه کـنتـا بـگـذرد نسـیمی بـر ما ز بـوسـتـانت
رخـت سـرای عـقـلـم تــاراج شـوق کـردیای دزد آشـکـارا مـی بـیـنـم از نـهـانـت
هـر دم کـمـنـد زلـفـت صـیدی دگـر بـگـیردپیکان غمزه در دل ز ابروی چون کمانت
دانـی چـرا نـخـفـتـم تـو پـادشـاه حـسـنیخفتن حرام بـاشد بـر چشم پـاسبـانت
مـا را نـمـی بــرازد بــا وصــلـت آشــنـایـیمرغـی لبـقـتـر از من بـاید هم آشـیانت
مـن آب زندگـانی بـعـد از تـو مـی نخـواهمبــگـذار تـا بـمـیـرم بــر خـاک آسـتـانـت
مـن فـتـنـه زمـانـم وان دوسـتـان کـه داریبـی شـک نگـاه دارنـد از فـتـنه زمـانـت
سعدی چو دوست داری آزاد بـاش و ایمنور دشمنی ببـاشد با هر که در جهانت



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.