ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٧٠: غلام آن سبک روحم که با من سر گران دارد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:32 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
غـلام آن سـبـک روحـم کـه بـا من سـر گـران داردجـوابــش تــلـخ و پــنـداری شـکـر زیـر زبــان دارد
مـرا گـر دوسـتـی بــا او بـه دوزخ مـی بـرد شـایـدبـه نقد اندر بـهشتست آن که یاری مهربـان دارد
کسی را کاختیاری هست و محبـوبی و مشروبیمراد از بخت و حظ از عمر و مقصود از جهان دارد
بـرون از خـوردن و خـفتـن حـیاتـی هست مردم رابـه جـانـان زنـدگـانـی کـن بـهـایم نـیـز جـان دارد
مـحـبـت بـا کـسـی دارم کـز او بـاخـود نـمـی آیـمچـو بــلـبـل کـز نـشـاط گـل فـراغ از آشـیـان دارد
نه مردی گر به شمشیر از جفای دوست برگردیدهل را کاندرون بـادسـت ز انگشـتـی فغـان دارد
بـه تـشـویـش قـیـامـت در کـه یـار از یـار بــگـریـزدمـحـب از خـاک بـرخـیزد مـحـبـت همـچـنـان دارد
خـوش آمـد بـاد نـوروزی بـه صـبـح از بـاغ پـیـروزیبـه بـوی دوسـتـان مـانـد نه بـوی بـوسـتـان دارد
یکـی سـر بـر کـنار یار و خـواب صـبـح مـسـتـولـیچـه غم دارد ز مسکینی که سر بـر آستـان دارد
چو سعدی عشق تنها بـاز و راحت بین و آسایشبـه تـنها مـلـک می راند کـه مـنظـوری نهان دارد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.