ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٨٦: بگذشت و باز آتش در خرمن سکون زد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـگذشـت و بـاز آتـش در خـرمن سـکـون زددریـای آتــشــیـنــم در دیـده مــوج خــون زد
خـود کرده بـود غـارت عـشـقش حـوالی دلبـازم بـه یک شـبـیخـون بـر مـلـک اندرون زد
دیـدار دلـفـروزش در پــایـم ارغــوان ریـخــتگـفـتـار جـان فـزایش در گـوشـم ارغـنون زد
دیوانگـان خـود را مـی بـسـت در سـلـاسـلهر جا که عاقلی بـود این جا دم از جنون زد
یا رب دلـی کـه در وی پـروای خـود نگـنـجـددست محبـت آن جـا خرگاه عشق چـون زد
غـلـغـل فـکـنـد روحــم در گـلـشـن مـلـایـکهر گـه کـه سـنگ آهی بـر طـاق آبـگـون زد
سعدی ز خود برون شو گر مرد راه عشقیکان کس رسید در وی کز خود قدم برون زد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.