ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٤: شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شـب عاشـقان بـی دل چـه شـبـی دراز بـاشـدتـو بـیا کز اول شـب در صبـح بـاز بـاشـد
عـجـبـسـت اگر تـوانم که سـفـر کـنم ز دسـتـتبـه کجـا رود کبـوتـر که اسـیر بـاز بـاشـد
ز مـحـبــتـت نـخـواهـم کـه نـظـر کـنـم بـه رویـتکه محب صادق آنست که پاکبـاز بـاشد
بـه کـرشـمـه عـنـایت نگـهی بـه سـوی مـا کـنکـه دعـای دردمـنـدان ز سـر نیاز بـاشـد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشمبه کدام دوست گویم که محل راز باشد
چـه نـمـاز بـاشـد آن را کـه تـو در خـیـال بـاشـیتـو صنم نمی گذاری که مرا نماز بـاشـد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست می گرفتـمکه ثـنا و حـمد گوییم و جـفا و ناز بـاشـد
دگـرش چـو بـازبـیـنـی غـم دل مـگـوی سـعـدیکه شب وصال کوتاه و سخن دراز بـاشد
قـدمـی کـه بــرگـرفـتــی بــه وفـا و عــهـد یـاراناگـر از بـلـا بـتـرسـی قـدم مـجـاز بـاشـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.