ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ١٩٨: با کاروان مصری چندین شکر نباشد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:34 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـا کـاروان مـصـری چـنـدین شـکـر نـبـاشـددر لـعـبــتـان چـیـنـی زیـن خـوبـتـر نـبــاشـد
این دلبـری و شـوخـی از سـرو و گـل نیایدوین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد
گفتـم بـه شـیرمردی چـشـم از نظر بـدوزمبـا تـیر چـشـم خـوبـان تـقـوا سـپـر نـبـاشـد
ما را نظر بـه خـیرسـت از حـسن ماه رویانهر کو بـه شر کند میل او خود بـشر نبـاشد
هر آدمی کـه بـینی از سـر عـشـق خـالیدر پــایـه جــمــادســت او جــانـور نـبــاشــد
الــا گــذر نــبــاشــد پــیـش تــو اهـل دل راور نـه بـه هـیـچ تـدبـیـر از تـو گـذر نـبــاشـد
هوشم نماند با کس اندیشه ام تویی بسجـایی که حـیرت آمد سـمع و بـصر نبـاشـد
بـر عـندلیب عـاشـق گر بـشـکنی قفس رااز ذوق انـــدرونــش پـــروای در نـــبـــاشـــد
تو مست خواب نوشین تـا بـامداد و بـر منشـب ها رود که گویی هرگز سـحـر نبـاشد
دل می بـرد بـه دعوی فریاد شوق سعدیالـا بــهـیـمـه ای را کـز دل خــبــر نـبــاشــد
تــا آتــشـی نـبــاشـد در خـرمـنـی نـگـیـردطـامـات مـدعـی را چــنـدیـن اثــر نـبــاشــد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.