ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢١٢: هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشد

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:35 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
هر که شیرینی فروشد مشتری بر وی بجوشدیـا مـگـس را پـر بـبـنـدد یا عـسـل را سـر بـپـوشـد
همچـنان عاشق نبـاشـد ور بـود صادق نبـاشـدهر کـه درمـان مـی پـذیرد یا نصـیحـت می نیوشـد
گـر مـطـیـع خـدمـتـت را کـفـر فـرمـایـی بـگـویـدور حـریـف مـجــلـسـت را زهـر فـرمـایـی بــنـوشـد
شـمـع پـیشـت روشـنایی نزد آتـش می نمـایدگل بـه دستت خوبـرویی پیش یوسف می فروشد
سـود بــازرگـان دریـا بـی خـطـر مـمـکـن نـگـرددهر که مقصودش تـو بـاشی تـا نفس دارد بـکوشد
بـرگ چـشمم می نخـوشد در زمسـتـان فراقتوین عجـب کاندر زمسـتـان بـرگ های تـر بـخـوشد
هر کـه معـشـوقـی ندارد عـمر ضـایع می گذاردهمچـنان ناپـخـتـه بـاشـد هر که بـر آتـش نجـوشد
تـا غـمـی پـنـهـان نـبـاشـد رقـتـی پـیـدا نـگـرددهم گلی دیدست سعدی تا چو بلبل می خروشد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.