ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢١٦: روز برآمد بلند ای پسر هوشمند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:36 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
روز بــرآمــد بــلــنــد ای پــســر هـوشــمــنــدگـرم بـبـود آفـتـاب خـیمه بـه رویش بـبـند
طـفـل گـیـا شـیر خـورد شـاخ جـوان گـو بـبـالابـر بـهاری گریست طرف چـمن گو بـخـند
تــا بــه تــمـاشـای بــاغ مـیـل چـرا مـی کـنـدهر که به خیلش درست قامت سرو بـلند
عـقـل روا می نداشـت گفـتـن اسـرار عـشـققـوت بــازوی شـوق بـیـخ صـبـوری بـکـنـد
دل کـه بـیـابــان گـرفـت چـشـم نـدارد بــه راهسر که صراحی کشید گوش ندارد به پند
کشـتـه شمشیر عشـق حـال نگوید که چـونتـشنه دیدار دوسـت راه نپـرسـد که چـند
هر کـه پـسـنـد آمـدش چـون تـو یکـی در نظـربـس که بـخـواهد شنید سرزنش ناپـسند
در نـظــر دشــمــنــان نـوش نــبــاشــد هـنـیوز قـبــل دوسـتـان نـیـش نـبــاشـد گـزنـد
این که سرش در کمند جان به دهانش رسیدمی نکند التفات آن که بـه دستـش کمند
سـعدی اگر عاقلی عشـق طـریق تـو نیسـتبــا کـف زورآزمـای پـنـجـه نـشـایـد فـکـنـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.