ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢١٩: کسی که روی تو دیدست حال من داند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:36 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
کسـی که روی تـو دیدسـت حـال من داندکـه هر که دل بـه تـو پـرداخـت صـبـر نتـواند
مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیستکـه آدمـی کـه تـو بــیـنـد نـظـر بــپــوشـانـد
هر آفریده که چشمش بـر آن جـمال افتـاددلـش بـبـخـشـد و بـر جـانـت آفـرین خـواند
اگر بـه دسـت کند بـاغـبـان چـنین سـرویچه جای چشمه که بر چشم هات بنشاند
چـه روزهـا بــه شـب آورد جـان مـنـتــظـرمبـه بــوی آن کـه شـبـی بــا تـو روز گـردانـد
بـه چـنـد حـیلـه شـبـی در فـراق روز کـنمو گـر نـبـینـمـت آن روز هـم بـه شـب مـانـد
جـفا و سـلطنتـت می رسـد ولی مپـسندکــه گــر ســـوار بـــرانــد پـــیــاده درمــانــد
بـه دسـت رحـمتـم از خـاک آسـتـان بـردارکـه گـر بـیفـکـنـیم کـس بـه هیچ نـسـتـانـد
چه حاجتـست بـه شمشیر قتل عاشق راحـدیث دوسـت بـگویش که جـان بـرافشاند
پـیام اهل دلست این خـبـر که سعدی دادنه هر کـه گـوش کـنـد مـعـنی سـخـن داند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.