ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٢١: مجلس ما دگر امروز به بستان ماند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:36 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مـجـلـس مـا دگـر امـروز بــه بــسـتــان مـانـدعیش خـلوت بـه تـماشای گلسـتـان ماند
می حلالست کسی را که بـود خانه بـهشتخاصه از دست حریفی که به رضوان ماند
خـط سـبـز و لـب لعـلت بـه چـه ماننده کـنیمن بـگـویم بـه لـب چـشـمه حـیوان مـاند
تـا سـر زلـف پـریشـان تـو مـحـبـوب مـنـسـتروزگــارم بــه ســر زلـف پــریـشــان مـانـد
چـه کند کشـتـه عـشـقـت که نگوید غـم دلتـو مـپـنـدار کـه خـون ریزی و پـنهان مـانـد
هر که چـون موم بـه خورشید رخت نرم نشدزینهار از دل سخـتـش که بـه سندان ماند
نـادر افـتـد کـه یـکـی دل بــه وصـالـت نـدهـدیا کـسـی در بـلـد کـفـر مـسـلـمـان مـاند
تو که چون برق بخندی چه غمت دارد از آنکمـن چـنـان زار بـگـریم کـه بـه بـاران مـانـد
طـعنه بـر حـیرت سـعـدی نه بـه انصـاف زدیکـس چـنین روی نبـیند که نه حـیران ماند
هر که بـا صورت و بالای تواش انسی نیستحـیوانیسـت کـه بـالـاش بـه انسـان مـاند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.