ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٣٥: بلبلی بی دل نوایی می زند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:37 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـلـبـلـی بـی دل نـوایـی مـی زنـدبــادپــیــمــایـی هــوایـی مــی زنــد
کـس نـمـی بـینم ز بـیرون سـرایو انــدرونـم مــرحــبــایـی مــی زنــد
آتـشی دارم که می سـوزد وجـودچـون بــر او بــاد صـبــایـی مـی زنـد
گـر چـه دریـا را نـمـی بـیـنـد کـنـارغرقه حـالی دسـت و پـایی می زند
فـتـنـه ای بـر بـام بـاشـد تـا یکـیســر بــه دیـوار ســرایـی مــی زنــد
آشـنـایان را جـراحـت مـرهمـسـتزان کـه شـمشـیر آشـنایی می زند
حـیف بـاشد دست او در خـون منپــادشــاهـی بــا گــدایـی مـی زنـد
بـنده ام گر بـی گناهی می کشدراضـیـم گـر بـی خـطـایـی مـی زنـد
شـکر نعمت می کنم گر خـلعتـیمـی فـرسـتـد یـا قـفـایـی مـی زنـد
نـاپـسـنـدیـدسـت پـیش اهـل رایهر که بـعـد از عشـق رایی می زند
محتسب گو چنگ میخواران بسوزمطـرب مـا خـوش بـه تـایی می زند
دود از آتـش می رود خون از قتـیلسعدی این دم هم ز جایی می زند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.