ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٤٨: شوخی مکن ای یار که صاحب نظرانند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:38 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
شـوخـی مـکـن ای یار کـه صـاحـب نظـرانندبیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
کـس نیسـت کـه پـنهان نظـری بـا تـو نـداردمـن نیز بـر آنم کـه همـه خـلـق بـر آننـد
اهـل نـظــرانـنـد کــه چــشــمـی بــه ارادتبــا روی تـو دارنـد و دگـر بـی بـصـرانـنـد
هر کـس غـم دین دارد و هر کـس غـم دنـیابـعـد از غـم رویت غـم بـیهوده خـوراننـد
سـاقـی بـده آن کـوزه خـمـخـانه بـه درویشکـان ها کـه بـمـردنـد گـل کـوزه گـراننـد
چشمی که جمال تو ندیدست چه دیدستافسـوس بـر اینان که بـه غفلت گذرانند
تـــا رای کـــجـــا داری و پــــروای کـــه داریکـز هر طـرفـت طـایفـه ای مـنـتـظـرانند
ایـنـان کـه بــه دیـدار تـو در رقـص مـی آیـنـدچـون می روی اندر طلبـت جـامه درانند
سـعـدی بـه جـفـا تـرک محـبـت نتـوان گفتبــر در بـنـشـیـنـم اگـر از خـانـه بـرانـنـد



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.