ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٥١: اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:38 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
اگـر تـو بـرشـکـنـی دوسـتـان سـلـام کـنـنـدکه جـور قاعده بـاشـد که بـر غلام کنند
هــزار زخــم پـــیــاپـــی گــر اتــفــاق افــتــدز دسـت دوست نشاید که انتـقام کنند
بــه تــیـغ اگـر بــزنـی بــی دریـغ و بــرگـردیچـو روی بـاز کـنی بـازت احـتـرام کـننـد
مـرا کــمـنـد مـیـفــکـن کـه خــود گـرفــتــارملویشـه بـر سـر اسـبـان بـدلـگـام کـنند
چـو مـرغ خـانـه بـه سـنـگـم بـزن کـه بـازآیمنه وحـشـیم که مرا پـای بـند دام کـنند
یکـی بـه گـوشـه چـشـم الـتـفـات کـن ما راکه پـادشـاهان گه گه نظر بـه عام کنند
کـه گـفـت در رخ زیـبــا حـلـال نـیـسـت نـظـرحلال نیست که بـر دوستان حرام کنند
ز من بپرس که فتوی دهم به مذهب عشقنظـر بـه روی تـو شـاید که بـردوام کنند
دهـان غــنــچــه بــدرد نــســیـم بــاد صــبــالبـان لعـل تـو وقـتـی که ابـتـسـام کنند
غـریـب مـشـرق و مـغـرب بــه آشـنـایـی تــوغریب نیست که در شهر ما مقام کنند
من از روی تو نپـیچم که شرط عشق آنستکه روی در غرض و پـشت بـرملام کنند
بـه جـان مضـایقه بـا دوسـتـان مکن سـعدیکه دوسـتـی نبـود هر چـه ناتـمام کنند



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.