ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٦٠: من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:38 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
من چـه در پـای تـو ریزم که خـورای تـو بـودسر نه چیزست که شایسته پـای تـو بـود
خرم آن روی که در روی تو باشد همه عمروین نبـاشـد مگر آن وقـت کـه رای تـو بـود
ذره ای در همه اجـزای من مسکین نیستکـه نـه آن ذره مـعـلـق بـه هـوای تـو بــود
تـا تـو را جـای شد ای سرو روان در دل منهیچ کس می نپسندم که به جای تو بود
بـه وفـای تـو که گر خـشـت زنند از گل منهمـچـنان در دل مـن مـهر و وفـای تـو بـود
غـایت آنـسـت کـه مـا در سـر کـار تـو رویممـرگ مـا بـاک نـبـاشـد چـو بـقـای تـو بـود
من پـروانه صفت پـیش تـو ای شـمع چـگلگـر بـسـوزم گـنـه مـن نه خـطـای تـو بـود
عجبـست آن که تو را دید و حدیث تو شنیدکـه همه عـمر نه مشـتـاق لـقـای تـو بـود
خـوش بـود ناله دلـسـوخـتـگـان از سـر دردخـاصـه دردی کـه بـه امـیـد دوای تـو بــود
ملک دنیا همه بـا همت سعدی هیچـسـتپـادشاهیش همین بـس که گدای تو بـود



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.