ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٢٨٨: که برگذشت که بوی عبیر می آید

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:40 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
کـه بــرگـذشـت کـه بــوی عـبـیـر مـی آیـدکه می رود که چنین دلپذیر می آید
نشـان یوسـف گم کـرده می دهد یعـقـوبمگر ز مصر بـه کنعان بـشـیر می آید
ز دسـت رفـتـم و بـی دیدگـان نمـی داننـدکه زخـم های نظر بـر بـصـیر می آید
همی خـرامد و عـقـلم بـه طـبـع می گویدنظـر بـدوز کـه آن بـی نظـیر مـی آید
جـمال کعـبـه چـنان می دواندم بـه نشـاطکـه خـارهای مـغـیلـان حـریر می آید
نه آن چنان بـه تو مشغولم ای بهشتی روکه یاد خـویشـتـنم در ضمیر می آید
ز دیــدنــت نــتــوانــم کــه دیــده دربــنــدمو گـر مقـابـلـه بـینم کـه تـیر می آید
هـزار جــامـه مــعــنـی کــه مـن بــرانـدازمبـه قامتی که تو داری قصیر می آید
به کشتن آمده بود آن که مدعی پنداشتکه رحمتی مگرش بـر اسیر می آید
رسـید نـالـه سـعـدی بـه هـر کـه در آفـاقهم آتـشـی زده ای تـا نفـیر می آید



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.