ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٠٨: فتنه ام بر زلف و بالای تو ای بدر منیر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
فـتـنـه ام بـر زلـف و بــالـای تـو ای بــدر مـنـیـرقامتـسـت آن یا قیامت عنبـرسـت آن یا عبـیر
گــم شــدم در راه ســودا ره نـمـایـا ره نـمـایشـخـصـم از پـای اندرآمد دسـتـگیرا دسـتـگیر
گر ز پیش خود برانی چون سگ از مسجد مراسـر ز حـکمت بـرندارم چـون مرید از گفت پـیر
نـاوک فـریـاد مـن هـر سـاعـت از مـجــرای دلبـگذرد از چـرخ اطـلس همچـو سـوزن از حـریر
چـون کـنم کـز دل شـکـیبـایم ز دلبـر ناشـکیبچـون کنم کز جـان گزیرسـت و ز جـانان ناگزیر
بـی تـو گر در جنتـم ناخوش شراب سلسبـیلبــا تــو گــر در دوزخــم خــرم هـوای زمــهـریـر
گـر بــپــرد مـرغ وصـلـت در هـوای بــخـت مـنوه که آن ساعت ز شادی چارپـر گردم چو تـیر
تـا روانـم هسـت خـواهم رانـد نـامـت بـر زبـانتا وجودم هست خواهم کند نقشت در ضمیر
گــر نـبــارد فــضــل بــاران عــنـایـت بــر ســرملابـه بـر گردون رسانم چـون جـهودان در فطیر
بـوالعجب شوریده ام سهوم بـه رحمت درگذارسـهمگن درمانده ام جـرمم بـه طاعت درپـذیر
آه دردآلــود ســـعــدی گــر ز گــردون بـــگــذرددر تـو کـافـردل نـگـیرد ای مـسـلـمـانـان نـفـیر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.