ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٠٩: ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ما در این شـهر غـریبـیم و در این ملک فـقـیربـه کـمند تـو گرفـتـار و بـه دام تـو اسـیر
در آفـاق گـشـادســت ولـیـکـن بــسـتــسـتاز سـر زلـف تــو در پــای دل مـا زنـجــیـر
مـن نـظـر بــازگـرفـتــن نـتــوانـم هـمـه عـمـراز من ای خسرو خوبـان تـو نظر بـازمگیر
گـر چـه در خـیل تـو بـسـیار بـه از مـا بـاشـدما تـو را در همه عـالم نشـناسـیم نظـیر
در دلـم بــود کـه جـان بــر تـو فـشـانـم روزیبـاز در خـاطرم آمد که متـاعیست حـقیر
این حدیث از سر دردیست که من می گویمتـا بـر آتـش نـنـهـی بـوی نـیـاید ز عـبـیر
گـر بـگـویم کـه مـرا حـال پـریشـانـی نیسـترنگ رخسار خـبـر می دهد از سر ضمیر
عـشـق پـیرانه سـر از مـن عـجـبـت مـی آیدچه جوانی تو که از دست ببردی دل پیر
من از این هر دو کمانخـانه ابـروی تـو چـشمبـرنگـیرم و گـرم چـشـم بـدوزنـد بـه تـیر
عـجـب از عـقـل کـسـانی کـه مـرا پـند دهندبـرو ای خواجه که عاشق نبـود پـندپـذیر
سـعـدیـا پــیـکـر مـطـبــوع بــرای نـظـرســتگر نبـینی چـه بـود فـایده چـشـم بـصـیر



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.