ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣١٧: بوی بهار آمد بنال ای بلبل شیرین نفس

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
بـوی بـهـار آمـد بـنـال ای بــلـبــل شـیـریـن نـفـسور پـایبـندی همچـو من فـریاد می خـوان از قفـس
گــیـرنـد مـردم دوســتــان نـامـهـربــان و مـهـربــانهر روز خـاطـر بـا یکـی ما خـود یکی داریم و بـس
مـحـمـول پـیش آهنـگ را از مـن بـگـو ای سـاربـانتو خواب می کن بـر شتر تـا بـانگ می دارد جرس
شیرین بضاعت بـر مگس چندان که تندی می کنداو بـادبـیزن همـچـنان در دسـت و مـی آید مـگـس
پند خردمندان چه سود اکنون که بندم سخت شدگر جستم این بار از قفس بیدار باشم زین سپس
گـر دوسـت مـی آید بـرم یا تـیغ دشـمـن بـر سـرممن بـا کسـی افـتـاده ام کـز وی نپـردازم بـه کس
بـا هر کـه بـنـشـینم دمـی کـز یاد او غـافـل شـومچون صبـح بی خورشیدم از دل بـر نمی آید نفس
من مفلسـم در کاروان گوهر که خـواهی قصـد کننگذاشت مطرب دربـرم چندان که بـستاند عسس
گر پـند می خـواهی بـده ور بـند می خـواهی بـنهدیوانـه سـر خـواهد نهاد آن گـه نهد از سـر هوس
فـریـاد سـعـدی در جـهـان افـکـنـدی ای آرام جــانچـنـدین بـه فـریـاد آوری بـاری بـه فـریـادش بـرس



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.