ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢٠: یاری به دست کن که به امید راحتش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:42 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یاری بـه دسـت کـن کـه بـه امید راحـتـشواجـب کند که صبـر کنی بـر جـراحتـش
مــا را کــه ره دهـد بــه ســراپــرده وصــالای بـاد صبـحـدم خبـری ده ز ساحـتـش
بـاران چـون سـتـاره ام از دیدگـان بـریـخـترویی که صبـح خیره شود در صبـاحتش
هر گه که گویم این دل ریشم درست شدبــر وی پــراکـنـد نـمـکـی از مـلـاحـتـش
هـرچ آن قـبـیحـتـر بـکـنـد یـار دوسـت رویداند که چـشم دوست نبـیند قبـاحتـش
بـیچـاره ای کـه صـورت رویت خـیال بـسـتبـی دیدنـت خـیال مـبـند اسـتـراحـتـش
بـا چـشم نیم خواب تـو خـشم آیدم همیاز چشم های نرگس و چندان وقاحتش
رفـتــار شـاهـد و لـب خـنـدان و روی خـوبچـون آدمی طـمع نکـند در سـماحـتـش
سـعـدی که داد وصـف همه نیکوان بـه دادعـاجـز بـمـانـد در تـو زبــان فـصـاحـتـش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.