ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٢٥: کس ندیدست به شیرینی و لطف و نازش

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:43 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
کس ندیدسـت بـه شیرینی و لطف و نازشکـس نبـیند کـه نخـواهد که بـبـیند بـازش
مطـرب ما را دردیسـت کـه خـوش می نالـدمـرغ عــاشــق طــرب انـگـیـز بــود آوازش
بـارها در دلم آمد که بـپـوشـم غـم عـشـقآبــگــیـنـه نــتــوانـد کــه بــپــوشــد رازش
مـرغ پــرنـده اگـر در قـفــســی پــیـر شــودهمـچـنـان طـبـع فـرامـش نـکـنـد پـروازش
تا چه کردیم دگرباره که شیرین لب دوستبه سخن باز نمی باشد و چشم از نازش
مـن دعـا گـویم اگـر تـو همـه دشـنام دهیبــنـده خـدمـت بــکـنـد ور نـکـنـد اعـزازش
غـرق دریای غـمـت را رمـقـی بـیش نمـانـدآخـر اکنون که بـکـشـتـی بـه کنار اندازش
خـون سعدی کم از آنسـت که دست آلاییمـلـخ آن قــدر نـدارد کــه بــگــیـرد بــازش



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.