ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٧: جزای آن که نگفتیم شکر روز وصال

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:44 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
جـزای آن کـه نگـفـتـیم شـکـر روز وصـالشـب فـراق نـخـفـتــیـم لـاجـرم ز خـیـال
بـدار یک نفـس ای قـاید این زمام جـمالکه دیده سیر نمی گردد از نظر به جمال
دگر بـه گوش فراموش عـهد سـنگین دلپـیام مـا کـه رسـاند مگـر نسـیم شـمال
بـه تـیغ هندی دشـمـن قـتـال می نکـندچنان که دوست بـه شمشیر غمزه قتال
جـمـاعـتـی کـه نظـر را حـرام می گـویندنظـر حـرام بـکـردند و خـون خـلـق حـلـال
غـزال اگـر بـه کـمـند اوفـتـد عـجـب نبـودعـجـب فـتـادن مـردسـت در کـمند غـزال
تـو بـر کـنـار فـراتـی نـدانـی این مـعـنـیبـــه راه بـــادیــه دانــنــد قـــدر آب زلــال
اگـر مـراد نـصـیـحـت کـنـان مـا ایـنـسـتکه تـرک دوست بـگویم تصوریست محال
بـه خـاک پـای تـو داند کـه تـا سـرم نرودز سـر بـه درنـرود همـچـنـان امـید وصـال
حدیث عشق چه حاجت که بر زبـان آریبـه آب دیده خـونین نبـشتـه صورت حـال
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیستکه ذکر دوسـت نیارد بـه هیچ گونه ملال
بـه نالـه کـار میسـر نمی شـود سـعـدیولـیک نالـه بـیچـارگـان خـوشـسـت بـنال



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.