ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٤٨: چشم خدا بر تو ای بدیع شمایل

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:44 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
چــشـم خــدا بــر تــو ای بــدیـع شـمـایـلیار مـن و شـمـع جـمـع و شـاه قـبـایل
جــلــوه کــنـان مــی روی و بــاز مـی آیـیسـرو نـدیـدم بـدیـن صـفـت مـتـمـایـل
هـر صـفـتــی را دلـیـل مـعـرفـتـی هـسـتروی تـــو بـــر قــدرت خـــدای دلــایــل
قـصــه لـیـلـی مـخــوان و غـصـه مـجــنـونعــهـد تــو مـنـســوخ کــرد ذکـر اوایـل
نـام تــو مـی رفـت و عـارفـان بــشـنـیـدنـدهر دو بـه رقـص آمـدند سـامـع و قـایل
پـرده چـه بـاشـد میان عاشـق و معشـوقسـد سـکندر نه مانعـسـت و نه حـائل
گـو هـمـه شـهـرم نـگـه کـنـنـد و بـبـیـنـنـددســت در آغـوش یـار کـرده حــمـایـل
دور بــه آخــر رســیـد و عــمــر بــه پــایـانشوق تـو ساکن نگشت و مهر تو زایل
گـر تــو بــرانـی کـســم شـفـیـع نـبــاشــدره بـه تـو دانـم دگـر بـه هـیـچ وسـایل
بــا کـه نـگـفـتــم حــکـایـت غـم عـشـقـتاین همه گفتیم و حل نگشت مسائل
سعدی از این پس نه عاقلست نه هشیارعـشـق بــچـربـیـد بــر فـنـون فـضـایـل



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.