ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥٠: من ایستاده ام اینک به خدمتت مشغول

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:44 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
من ایستـاده ام اینک بـه خـدمتـت مشغولمرا از آن چـه کـه خـدمت قـبـول یا نه قـبـول
نـه دسـت بـا تـو درآویـخـتـن نـه پـای گـریـزنـه احــتــمـال فــراق و نـه اخــتــیـار وصــول
کـمند عـشـق نه بـس بـود زلـف مـفـتـولـتکـه روی نـیـز بــکـردی ز دوسـتــان مـفـتـول
مـن آنـم ار تـو نه آنی کـه بـودی انـدر عـهدبـه دوسـتـی کـه نکـردم ز دوسـتـیت عـدول
مـلـامـتــت نـکـنـم گـر چــه بــی وفــا یـاریهــزار جــان عــزیـزت فــدای طــبــع مــلــول
مـرا گــنـاه خــودســت ار مـلـامـت تــو بــرمکه عشـق بـار گران بـود و من ظـلوم جـهول
گر آن چه بر سر من می رود ز دست فراقعـلـی الـتـمـام فـروخـوانـم الـحـدیـث یطـول
ز دسـت گـریـه کـتـابــت نـمـی تـوانـم کـردکه می نویسم و در حال می شود مغسول
مـن از کـجـا و نصـیحـت کـنـان بـیهده گـویحــکــیـم را نــرســد کــدخــدایـی بــهــلــول
طریق عشـق بـه گفتـن نمی تـوان آموخـتمگر کـسـی که بـود در طـبـیعـتـش مجـبـول
اسیر بـند غمت را بـه لطف خـویش بـخـوانکـه گـر بـه قـهر بـرانـی کـجـا شـود مـغـلـول
نه زور بـازوی سـعدی که دسـت قوت شـیرســپــر بــیـفـکـنـد از تــیـغ غـمـزه مـسـلـول



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.