ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٥١: نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغول

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:44 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
نشسته بودم و خاطر به خویشتن مشغولدر ســرای بــه هــم کــرده از خــروج و دخــول
شـب دراز دو چــشـمـم بــر آسـتــان امـیـدکــه بـــامــداد در حـــجـــره مــی زنــد مأمــول
خـمار در سر و دستـش بـه خـون هشیارانخضیب و نرگس مستـش بـه جـادویی مکحول
بـیار سـاقی و همسایه گو دو چـشم بـبـندکـه مـن دو گـوش بـیـاکـنـدم از حـدیـث عـذول
چـنـان تـصـور مـعـشـوق در خـیال مـنـسـتکــه دیـگـرم مـتــصــور نـمـی شــود مـعــقــول
حـدیـث عـقـل در ایـام پـادشـاهـی عـشـقچــنـان شـدســت کـه فـرمـان عـامـل مـعـزول
شـکـایـت از تـو نـدارم کـه شـکـر بـایـد کـردگــرفــتــه خــانـه درویـش پــادشــه بــه نــزول
بـر آن سـمـاط کـه مـنـظـور مـیـزبـان بـاشـدشــکــم پــرســت کــنـد الـتــفــات بــر مأکــول
بـه دوستی که ز دست تو ضربـت شمشیرچــنـان مـوافـق طـبــع آیـدم کـه ضــرب اصــول
مرا بـه عاشـقی و دوسـت را بـه معشوقیچـه نـسـبــتـسـت بــگـویـیـد قـاتـل و مـقـتـول
مرا بـه گوش تـو بـاید حـکایت از لب خویشدریـغ بــاشــد پــیـغـام مـا بــه دســت رســول
درون خـاطـر سـعدی مجـال غیر تـو نیسـتچو خوش بود به تو از هر که در جهان مشغول



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.