ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٧٩: آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
آمدی وه کـه چـه مشـتـاق و پـریشـان بـودمتـا بـرفتـی ز بـرم صـورت بـی جـان بـودم
نه فـرامـوشـیم از ذکـر تـو خـامـوش نـشـانـدکـه در انـدیشـه اوصـاف تـو حـیران بـودم
بــی تـو در دامـن گـلـزار نـخـفـتـم یـک شـبکــه نـه در بــادیـه خــار مـغــیـلـان بــودم
زنـده مـی کــرد مـرا دم بــه دم امـیـد وصــالور نه دور از نظـرت کشـتـه هجـران بـودم
بــه تـولـای تـو در آتـش مـحـنـت چـو خـلـیـلگــویـیـا در چــمـن لـالـه و ریـحــان بــودم
تـا مـگـر یـک نـفـسـم بـوی تـو آرد دم صـبــحهمه شب منتـظر مرغ سحـرخـوان بـودم
سعدی از جور فراقت همه روز این می گفتعهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.