ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٨٠: عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:46 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
عهد بشکستی و من بـر سر پیمان بودمشـاکـر نـعـمـت و پـرورده احـسـان بـودم
چـه کـند بـنده کـه بـر جـور تـحـمـل نکـندبـار بـر گردن و سـر بـر خـط فـرمان بـودم
خار عشقت نه چنان پای نشاط آبله کردکه سـر سـبـزه و پـروای گلسـتـان بـودم
روز هجـرانت بـدانسـتـم قدر شـب وصـلعجـب ار قدر نبـود آن شب و نادان بـودم
گر بـه عقبـی درم از حـاصل دنیا پـرسـندگویم آن روز که در صـحـبـت جـانان بـودم
که پـسـندد که فراموش کنی عـهد قدیمبه وصالت که نه مستوجب هجران بـودم
خـرم آن روز کـه بـازآیی و سـعـدی گـویدآمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.