ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩٢: من دوست می دارم جفا کز دست جانان می برم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
من دوست می دارم جـفا کز دست جـانان می بـرمطـاقـت نمی دارم ولـی افـتـان و خـیزان می بـرم
از دســت او جــان مـی بــرم تــا افـکـنـم در پــای اوتـا تـو نپـنداری که من از دسـت او جـان می بـرم
تــا ســر بــرآورد از گــریــبــان آن نــگــار ســنــگ دلهـر لـحـظـه از بـیداد او سـر در گـریبـان مـی بـرم
خواهی به لطفم گو بخوان خواهی به قهرم گو برانطـوعـا و کـرهـا بـنـده ام نـاچـار فـرمـان مـی بـرم
درمـان درد عـاشــقـان صـبــرســت و مـن دیـوانـه امنه درد ساکن می شود نه ره بـه درمان می بـرم
ای ســاربــان آهـسـتــه رو بــا نـاتــوانـان صـبــر کـنتـو بـار جـانان می بـری من بـار هجـران می بـرم
ای روزگــار عـــافــیــت شـــکــرت نــکــردم لــاجـــرمدستی که در آغوش بود اکنون به دندان می برم
گـفـتـم بــه پـایـان آورم در عـمـر خـود بــا او شـبــیحـالا بـه عـشـق روی او روزی بـه پـایان می بـرم
ســعـدی دگـربــار از وطـن عـزم ســفـر کـردی چــرااز دسـت آن تـرک خـطـا یرغـو بـه قـاآن مـی بـرم
مـن خــود نـدانـم وصــف او گـفــتــن ســزای قـدر اوگل آورند از بـوستان من گل بـه بـستان می بـرم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.