ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٣٩٧: از تو با مصلحت خویش نمی پردازم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
از تـو بــا مـصـلـحـت خـویـش نـمـی پــردازمهمـچـو پـروانه کـه می سـوزم و در پـروازم
گـر تـوانـی کـه بــجـویـی دلـم امـروز بـجـویور نـه بــسـیـار بــجــویـی و نـیـابــی بــازم
نه چـنـان مـعـتـقـدم کـم نـظـری سـیر کـنـدیا چـنـان تـشـنه کـه جـیحـون بـنشـاند آزم
همچـو چـنگم سر تـسلیم و ارادت در پـیشتـو بـه هر ضـرب که خـواهی بـزن و بـنوازم
گــر بــه آتــش بــریـم صــد ره و بــیـرون آریزر نـابــم کـه هـمـان بــاشــم اگـر بــگـدازم
گر تـو آن جـور پـسندی که بـه سنگم بـزنیاز مـن ایـن جــرم نـیـایـد کـه خـلـاف آغـازم
خـدمـتـی لـایقـم از دسـت نـیـاید چـه کـنـمسـر نه چـیزیسـت که در پـای عزیزان بـازم
من خـرابـاتـیم و عـاشـق و دیوانه و مـسـتبـیـشـتـر زین چـه حـکـایـت بـکـنـد غـمـازم
مـاجـرای دل دیـوانـه بــگـفـتـم بــه طـبــیـبکه همه شب در چشمست به فکرت بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدیدرد عشقسـت ندانم که چـه درمان سـازم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.