ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٠١: یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
یـک روز بــه شــیـدایـی در زلـف تــو آویـزمزان دو لب شیرینت صد شـور بـرانگیزم
گـر قـصـد جـفـا داری اینک من و اینک سـرور راه وفــا داری جــان در قـدمـت ریـزم
بس توبه و پرهیزم کز عشق تو بـاطل شدمن بـعد بـدان شرطم کز توبه بـپرهیزم
سـیم دل مسـکینم در خـاک درت گم شـدخاک سر هر کویی بی فایده می بیزم
در شهر بـه رسـوایی دشمن بـه دفم بـرزدتـا بـر دف عـشـق آمـد تـیـر نـظـر تـیزم
مـجـنون رخ لـیلـی چـون قـیس بـنی عـامرفرهاد لب شیرین چـون خـسرو پـرویزم
گفتی به غمم بنشین یا از سر جان برخیزفرمان بـرمت جـانا بـنشـینم و بـرخـیزم
گـر بـی تـو بـود جـنـت بـر کـنگـره ننشـینمور بـا تـو بـود دوزخ در سـلـسـلـه آویزم
بـا یاد تـو گر سـعـدی در شـعر نمی گنجـدچـون دوسـت یگانه شد بـا غیر نیامیزم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.