ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٠٢: من بی مایه که باشم که خریدار تو باشم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:47 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
من بـی مایه که بـاشم که خریدار تو بـاشمحـیف بـاشـد که تـو یار من و من یار تـو بـاشـم
تـو مگر سـایه لطـفی بـه سـر وقت من آریکـه من آن مایه ندارم کـه بـه مقـدار تـو بـاشـم
خویشتن بـر تو نبندم که من از خود نپسندمکه تـو هرگز گل من بـاشی و من خار تو بـاشم
هرگز اندیشه نکردم که کمندت بـه من افتـدکـه مـن آن وقـع نـدارم کـه گـرفـتـار تـو بــاشـم
هرگز اندر همه عالم نشناسم غم و شادیمگر آن وقت که شادی خور و غمخوار تو باشم
گـذر از دسـت رقـیبـان نتـوان کـرد بـه کـویتمـگـر آن وقـت کـه در سـایـه زنـهـار تـو بــاشـم
گـر خـداونـد تـعـالـی بـه گـنـاهـیـت بــگـیـردگـو بــیـامـرز کـه مـن حــامـل اوزار تــو بــاشــم
مردمان عـاشـق گفتـار من ای قبـله خـوبـانچـون نبـاشـند که من عاشـق دیدار تـو بـاشـم
من چه شایستـه آنم که تـو را خوانم و دانممگرم هم تـو بـبـخـشی که سـزاوار تـو بـاشـم
گر چـه دانم کـه بـه وصـلت نرسـم بـازنگردمتـا در ایـن راه بـمـیـرم کـه طـلـبـکـار تـو بـاشـم
نه در این عـالم دنیا که در آن عـالم عـقـبـیهـمـچـنـان بــر سـر آنـم کـه وفـادار تـو بــاشـم
خـاک بـادا تـن سـعـدی اگرش تـو نپـسـندیکه نشـاید که تـو فخـر من و من عار تـو بـاشـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.