ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٢٤: من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
من از تـو صـبـر ندارم که بـی تـو بـنشـینمکـسـی دگـر نتـوانم کـه بـر تـو بـگـزینم
بــپـرس حـال مـن آخـر چـو بــگـذری روزیکـه چـون همی گذرد روزگـار مسـکـینم
من اهل دوزخم ار بـی تو زنده خواهم شدکـه در بـهشـت نیارد خـدای غـمـگـینـم
ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منیکه بـی وجود شریفت جهان نمی بـینم
چـو روی دوسـت نـبـینی جـهان ندیدن بـهشـب فـراق مـنه شـمـع پـیش بـالـینـم
ضـرورتـسـت کـه عـهد وفـا بـه سـر بـرمتو گـر جـفـا بـه سـر آیـد هـزار چـنـدینـم
نـه هـاونـم کـه بــنـالـم بــکـوفــتــی از یـارچو دیگ بر سر آتش نشان که بنشینم
بــگــرد بــر ســرم ای آســیــای دور زمــانبـه هر جـفا که تـوانی که سنگ زیرینم
چـو بـلـبـل آمـدمـت تـا چـو گـل ثـنـا گـویـمچـو لـالـه لـال بـکـردی زبـان تـحـسـینم
مرا پـلنگ بـه سـرپـنجـه ای نگـار نکـشـتتـو مـی کـشـی بـه سـرپـنجـه نگـارینم
چـو ناف آهو خـونم بـسـوخـت در دل تـنگبـرفـت در همـه آفـاق بـوی مـشـکـینـم
هـنـر بــیـار و زبــان آوری مـکــن ســعــدیچه حاجتـست بـگوید شکر که شیرینم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.