ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٣٣: ما به روی دوستان از بوستان آسوده ایم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:49 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
مـا بـه روی دوسـتـان از بـوسـتـان آسـوده ایـمگــر بــهـار آیـد و گــر بــاد خــزان آســوده ایـم
سـروبـالایی که مقصودسـت اگر حـاصـل شـودسـرو اگـر هرگز نبـاشـد در جـهان آسـوده ایم
گر بـه صـحـرا دیگران از بـهر عـشـرت می روندما بـه خـلـوت بـا تـو ای آرام جـان آسـوده ایم
هر چـه از دنیا و عقبـی راحـت و آسـایشسـتگر تـو بـا ما خـوش درآیی ما از آن آسـوده ایم
بـرق نوروزی گـر آتـش مـی زنـد در شـاخـسـارور گل افشان می کند در بوستان آسوده ایم
بـاغـبـان را گـو اگـر در گـلـسـتـان آلـاله ایسـتدیگـری را ده کـه ما بـا دلـسـتـان آسـوده ایم
گر سیاست می کند سلطان و قاضی حاکمندور مـلـامـت می کـند پـیر و جـوان آسـوده ایم
مـوج اگـر کـشــتــی بــرآرد تــا بــه اوج آفـتــابیـا بـه قـعـر انـدربـرد مـا بـر کـران آسـوده ایـم
رنـج هـا بــردیـم و آسـایـش نـبـود انـدر جـهـانتـرک آسـایش گـرفـتـیم این زمان آسـوده ایم
سـعـدیا سـرمـایه داران از خـلـل تـرسـنـد و مـاگـر بــرآیـد بــانـگ دزد از کــاروان آســوده ایـم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.