ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٤١: عهد کردیم که بی دوست به صحرا نرویم

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
عهد کردیم که بـی دوسـت بـه صحـرا نرویمبـی تماشاگه رویش بـه تماشا نرویم
بوستان خانه عیشست و چمن کوی نشاطتـا مـهـیـا نـبـود عـیـش مـهـنـا نـرویم
دیگران بـا همه کـس دسـت در آغـوش کنندما که بر سفره خاصیم به یغما نرویم
نــتـــوان رفــت مــگــر در نــظــر یــار عــزیــزور تـحـمل نکـند زحـمـت مـا تـا نرویم
گــر بــه خــواری ز در خــویـش بــرانـد مــا رابـه امیدش بـنشینیم و به درها نرویم
گـر بـه شـمـشـیـر احـبـا تـن مـا پـاره کـنـنـدبـه تـظـلـم بـه در خـانـه اعـدا نـرویـم
پـای گو بـر سـر و بـر دیده ما نه چـو بـسـاطکه اگر نقش بـسـاطت بـرود ما نرویم
بــه درشــتــی و جــفــا روی مـگـردان از مـاکه به کشتن بـرویم از نظرت یا نرویم
ســعــدیـا شــرط وفــاداری لـیـلـی آنـســتکه اگر مجـنون گویند بـه سـودا نرویم



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.