ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٤٥: در وصف نیاید که چه شیرین دهنست آن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:50 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
در وصف نیاید که چـه شیرین دهنسـت آناینسـت کـه دور از لـب و دندان منسـت آن
عـارض نتـوان گـفـت کـه دور قـمرسـت اینبـالـا نتـوان خـواند کـه سـرو چـمـنسـت آن
در سـرو رسـیدسـت ولـیکـن بـه حـقـیقـتاز سرو گذشتست که سیمین بدنست آن
هرگز نبـود جـسـم بـدین حـسـن و لطافتگویی همه روحـسـت که در پـیرهنست آن
خـالسـت بـر آن صـفحـه سـیمین بـناگوشیا نقـطـه ای از غـالـیه بـر یاسـمـنسـت آن
فـی الـجـملـه قـیامت تـویی امروز در آفـاقدر چشم تـو پـیداست که بـاب فتـنست آن
گـفـتـم کـه دل از چـنـبــر زلـفـت بــرهـانـمتـرسـم نرهانم که شـکن بـر شکنسـت آن
هر کـس کـه بـه جـان آرزوی وصـل تـو دارددشـوار بــرآیـد کـه مـحــقـر ثــمـنـســت آن
مـردی کـه ز شـمـشـیـر جـفـا روی بــتـابـددر کـوی وفـا مرد مـخـوانش کـه زنسـت آن
گـر خـسـتـه دلـی نعـره زند بـر سـر کـوییعیبـش نتوان گفت که بی خویشتنست آن
نزدیک من آنسـت کـه هر جـرم و خـطـاییکز صاحـب وجـه حـسن آید حـسنسـت آن
سعدی سر سودای تو دارد نه سر خویشهر جـامه کـه عـیار بـپـوشـد کـفـنسـت آن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.