ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٦٠: خلاف دوستی کردن به ترک دوستان گفتن

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:51 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
خـلاف دوسـتـی کـردن بـه تـرک دوسـتـان گـفـتـننـبـایسـتـی نـمـود این روی و دیگـربـار بـنهفـتـن
گدایی پـادشاهی را بـه شوخـی دوست می داردنه بی او می توان بودن نه بـا او می توان گفتن
هـزارم درد مـی بـاشـد کـه مـی گـویم نـهـان دارملبـم بـا هم نمی آید چـو غـنچـه روز بـشـکفتـن
ز دسـتـم بـر نمی خـیزد که انصاف از تـو بـسـتـانمروا داری گـناه خـویش وان گـه بـر من آشـفـتـن
کـه می گـوید بـه بـالـای تـو مـاند سـرو بـسـتـانیبـیاور در چـمن سـروی که بـتـواند چـنین رفـتـن
چنانت دوست می دارم که وصلم دل نمی خواهدکمال دوسـتـی بـاشـد مراد از دوسـت نگرفـتـن
مـراد خـسـرو از شـیـریـن کـنـاری بــود و آغـوشـیمحـبـت کار فرهادسـت و کوه بـیستـون سفتـن
نصـیحـت گفـتـن آسـانسـت سـرگـردان عـاشـق راولـیکـن بـا کـه می گـویی کـه نتـواند پـذیرفـتـن
شکایت پـیش از این حالت بـه نزدیکان و غمخوارانز دست خواب می کردم کنون از دست ناخفتن
گر از شـمشـیر بـرگردی نه عالی همتـی سـعدیتـو کز نیشـی بـیازردی نخـواهی انگبـین رفـتـن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.