ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٧١: وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال منتـا چـه شـود بـه عـاقـبـت در طـلـب تـو حـال مـن
نـالــه زیـر و زار مـن زارتــرســت هـر زمـانبس که به هجر می دهد عشق تو گوشمال من
نـور سـتــارگـان سـتـد روی چـو آفـتـاب تـودسـت نمـای خـلـق شـد قـامت چـون هلـال من
پـرتـو نور روی تـو هر نفسی بـه هر کسیمـی رســد و نـمـی رســد نـوبــت اتــصــال مــن
خاطر تـو بـه خون من رغبـت اگر چنین کندهـم بــه مـراد دل رســد خــاطـر بــدســگـال مـن
بــرگـذری و نـنـگـری بــازنـگـر کــه بــگـذردفـقـر مـن و غـنـای تــو جــور تــو و احـتــمـال مـن
چـرخ شـنید نـالـه ام گـفـت مـنال سـعـدیاکــاه تــو تــیــره مــی کــنــد آیـنــه جــمــال مــن



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.