ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٧٢: ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای بـه دیدار تو روشن چشم عالم بین منآخـرت رحـمـی نـیـایـد بــر دل مـسـکـیـن مـن
سوزناک افتـاده چـون پـروانه ام در پـای تـوخود نمی سوزد دلت چون شمع بر بالین من
تـا تـو را دیدم کـه داری سـنبـله بـر آفـتـابآسمان حیران بـماند از اشک چون پـروین من
گـر بـهار و لـالـه و نسـرین نروید گـو مـرویپـرده بــردار ای بــهـار و لـالـه و نـسـریـن مـن
گر به رعنایی بـرون آیی دریغا صبر و هوشور بـه شوخی درخـرامی وای عقل و دین من
خـار تـا کـی لـالـه ای در بـاغ امیدم نشـانزخـم تـا کـی مـرهمی بـر جـان دردآگـین مـن
نه امید از دوستان دارم نه بـیم از دشمنانتـا قـلـنـدروار شـد در کـوی عـشـق آییـن مـن
از ترش رویی دشمن وز جواب تلخ دوستکم نگردد شـورش طـبـع سـخـن شـیرین من
خـلـق را بـر نالـه من رحـمـت آمد چـند بـارخـود نگویی چـند نالد سـعـدی مسـکـین من



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.