ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٧٦: صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمین

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
صـبـحـم از مـشـرق بـرآمـد بـاد نـوروز از یـمـینعقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمین
بــا جــوانـان راه صــحــرا بــرگــرفــتــم بــامـدادکـودکـی گفـتـا تـو پـیری بـا خـردمندان نشـین
گـفـتـم ای غـافـل نبـینی کـوه بـا چـندین وقـارهمـچـو طـفـلـان دامنش پـرارغـوان و یاسـمین
آسـتـین بـر دسـت پـوشـید از بـهار بـرگ شـاخمیوه پـنهان کرده از خـورشید و مه در آسـتـین
بـاد گـل ها را پـریشـان می کـند هر صـبـحـدمزان پـریشـانـی مـگـر در روی آب افـتـاده چـین
نوبـهار از غنچـه بـیرون شـد بـه یک تـو پـیرهنبـیدمشک انداخت تـا دیگر زمستـان پـوستـین
این نسـیم خـاک شـیرازسـت یا مشـک خـتـنیـا نـگـار مـن پــریـشـان کـرده زلـف عـنـبــریـن
بامدادش بین که چشم از خواب نوشین برکندگـر نـدیدی سـحـر بـابـل در نـگـارسـتـان چـین
گر سرش داری چو سعدی سر بـنه مردانه واربـا چنین معشوق نتوان باخت عشق الا چنین



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.