ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٤٨٣: راستی گویم به سروی ماند این بالای تو

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:52 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
راســتــی گـویـم بــه ســروی مـانـد ایـن بــالـای تــودر عــبــارت مــی نــیـایـد چــهـره زیـبــای تــو
چون تو حاضر می شوی من غایب از خود می شومبـس که حیران می بـماند وهم در سیمای تـو
کـاشـکی صـد چـشـم از این بـی خـوابـتـر بـودی مراتــا نـظـر مـی کـردمـی در مـنـظـر زیـبــای تــو
ای کـه در دل جـای داری بـر سـر چـشـمـم نـشـیـنکاندر آن بـیغوله تـرسـم تـنگ بـاشـد جـای تـو
گــر مـلــامـت مـی کــنـنـدم ور قــیـامـت مـی شــودبـنده سر خواهد نهاد آن گه ز سر سودای تـو
در ازل رفـتـه سـت مـا را بـا تـو پـیونـدی کـه هـسـتافـتــقـار مـا نـه امـروزسـت و اسـتــغـنـای تــو
گــر بــخــوانـی پــادشــاهـی ور بــرانـی بــنــده ایـمرای مــا ســودی نـدارد تــا نـبــاشــد رای تــو
مـا قــلـم در ســر کــشــیـدیـم اخــتــیـار خــویـش رانفس ما قربـان تـوسـت و رخـت ما یغـمای تـو
مـا سـراپــای تـو را ای سـروتــن چـون جـان خـویـشدوست می داریم و گر سر می رود در پای تو
وین قبـای صـنعت سـعدی که در وی حـشـو نیسـتحــد زیـبــایـی نـدارد خــاصــه بــر بــالــای تــو



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.