ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥١٣: ای ولوله عشق تو بر هر سر کویی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:54 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای ولوله عشـق تـو بـر هر سـر کوییروی تــو بــبــرد از دل مـا هـر غــم رویـی
آخـر سـر مـویی بـه تـرحـم نـگـر آن راکـاهی بـودش تـعـبـیه بـر هـر بـن مـویی
کم می نشود تـشنگی دیده شوخـمبـا آن که روان کـرده ام از هر مژه جـویی
ای هر تنی از مهر تو افتاده به کنجیوی هر دلی از شوق تـو آواره بـه سویی
ما یک دل و تـو شرم نداری که بـرآییهر لحظه به دستانی و هر روز به خویی
در کان نبود چون تن زیبـای تو سیمیوز سنگ نخـیزد چـو دل سخـت تـو رویی
بـر هم نزند دست خـزان بـزم ریاحـینگر بـاد بـه بـسـتـان بـرد از زلف تـو بـویی
بـا این همه میدان لطافت که تو داریسعدی چـه بـود در خم چـوگان تـو گویی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.