ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٢٦: تعالی الله چه رویست آن که گویی آفتابستی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
تـعالی الله چه رویست آن که گویی آفتـابـستـیو گـر مـه را حـیا بـودی ز شـرمـش در نـقـابـسـتـی
اگـر گـل را نظـر بـودی چـو نرگـس تـا جـهان بـیندز شـرم رنـگ رخـسـارش چـو نـیـلـوفـر در آبـسـتـی
شـبـان خـوابـم نمی گـیرد نه روز آرام و آسـایشز چشم مست میگونش که پـنداری بـه خوابـستی
گر آن شاهد که من دانم به هر کس روی بنمایدفقیر از رقص در حـالت خـطـیب از می خـرابـسـتـی
چـنان مسـتـم کـه پـنداری نمـاند امید هشـیاریبـه هش بـازآمدی مجـنون اگر مسـت شرابـسـتـی
گر آن سـاعد که او دارد بـدی بـا رسـتـم دستـانبـه یک سـاعـت بـیفـکـنـدی اگـر افـراسـیـابـسـتـی
بـیار ای لعبـت ساقی اگر تـلخـست و گر شیرینکه از دستـت شکر بـاشد و گر خـود زهر نابـستـی
کمال حـسن رویت را مخـالف نیسـت جـز خـویتدریـغـا آن لـب شـیـریـن اگـر شـیـریـن جـوابـسـتـی
اگر دانی که تـا هسـتـم نظر بـا جـز تـو پـیوستـمپـس آن گه بـر من مسکین جـفا کردن صوابـسـتـی
زمین تـشـنه را بـاران نبـودی بـعـد از این حـاجـتاگر چندان که در چشمم سرشک اندر سحابستی
ز خاکم رشک می آید که بـر سر می نهی پایشکـه سـعـدی زیر نعـلینت چـه بـودی گر تـرابـسـتـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.