ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٣١: ای از بهشت جزوی و از رحمت آیتی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:55 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
ای از بـهـشـت جـزوی و از رحـمـت آیتـیحـق را بـه روزگـار تـو بـا مـا عـنـایتـی
گـفـتـم نـهـایـتـی بـود ایـن درد عـشـق راهـر بـامـداد مـی کـنـد از نـو بـدایـتـی
معروف شد حـکایتـم اندر جـهان و نیستبـا تـو مجـال آن کـه بـگـویم حـکـایتـی
چـندان که بـی تـو غایت امکان صـبـر بـودکردیم و عشق را به پدیدست غایتی
فرمان عشق و عقل به یک جای نشنوندغـوغـا بــود دو پـادشـه انـدر ولـایـتـی
ز ابــنـای روزگــار بــه خــوبــی مــمــیـزیچـون در میان لـشـکـر مـنصـور رایتـی
عـیبـت نمی کـنم کـه خـداوند امر و نهیشاید که بـنده ای بـکشد بی جنایتی
زان گه که عشـق دسـت تـطاول دراز کردمعـلوم شـد که عـقـل ندارد کـفـایتـی
مـن در پـنـاه لـطـف تـو خـواهم گـریخـتـنفردا که هر کسـی رود اندر حـمایتـی
درمـانـده ام کـه از تـو شـکـایت کـجـا بـرمهم بـا تو گر ز دست تو دارم شکایتی
سعدی نهفتـه چـند بـماند حـدیث عشقاین ریش انـدرون بـکـند هم سـرایتـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.