ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٣٤: دیدی که وفا به جا نیاوردی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:56 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
دیـدی کـه وفـا بــه جـا نـیـاوردیرفـتـی و خـلاف دوسـتـی کـردی
بـیـچـارگـیـم بــه چـیـز نـگـرفـتـیدرمـانـدگـیم بـه هـیچ نـشـمـردی
من با همه جوری از تو خشنودمتـو بــی گـنـهـی ز مـن بــیـازردی
خود کردن و جـرم دوستـان دیدنرسمیست که در جهان تو آوردی
نــازت بــرم کــه نــازک انـدامــیبــارت بــکــشــم کـه نـازپــروردی
مـا را کـه جـراحـتـسـت خـون آیددرد تــو چــنـم کـه فــارغ از دردی
گفـتـم که نریزم آب رخ زین بـیشبـر خاک درت که خون من خوردی
وین عشق تـو در من آفریدستـندهــرگــز نــرود ز زعـــفـــران زردی
ای ذره تـو در مـقـابـل خـورشـیـدبیچاره چه می کنی بـدین خردی
در حـــلــقـــه کــارزار جـــان دادنبـهـتـر کـه گـریخـتـن بـه نـامـردی
سـعـدی سـپـر از جـفـا نـیـنـدازدگل بـا گیه سـت و صاف بـا دردی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.