ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٤٨: دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
دانـی چـه گـفـت مـرا آن بـلـبـل سـحـریتو خود چه آدمیی کز عشق بـی خبـری
اشتـر بـه شعر عرب در حـالتـست و طربگـر ذوق نیسـت تـو را کـژطـبـع جـانوری
مـن هرگـز از تـو نظـر بـا خـویشـتـن نکـنمبـیننـده تـن ندهد هرگـز بـه بـی بـصـری
از بـس کـه در نـظـرم خـوب آمـدی صـنمـاهر جـا که می نگرم گویی که در نظـری
دیـگـر نـگـه نـکــنـم بــالـای ســرو چــمـندیـگـر صـفـت نـکـنـم رفـتـار کـبــک دری
کبک این چنین نرود سرو این چنین نچمدطـاووس را نرسـد پـیش تـو جـلـوه گـری
هر گه کـه می گذری من در تـو می نگرمکز حسن قامت خود با کس نمی نگری
از بـس که فتـنه شوم بـر رفتنت نه عجببـر خویشتـن تـو ز ما صد بـار فتـنه تـری
بــاری بـه حـکـم کـرم بــر حـال مـا بــنـگـرکـافـتـد کـه بـار دگـر بـر خـاک مـا گـذری
سـعدی بـه جـور و جـفا مهر از تـو بـرنکندمن خـاک پـای تـوام ور خون من بـخوری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.