ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٤٩: دانمت آستین چرا پیش جمال می بری

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
دانـمـت آسـتـین چـرا پـیـش جـمـال مـی بـریرســم بــود کــز آدمـی روی نـهـان کـنـد پــری
معتـقدان و دوسـتـان از چـپ و راسـت منتـظـرکـبـر رها نمـی کـنـد کـز پـس و پـیش بـنـگـری
آمـدمـت کـه بــنـگـرم بــاز نـظـر بـه خـود کـنـمسـیر نمی شـود نظـر بـس که لطـیف منظـری
غایت کام و دولتست آن که بـه خدمتـت رسیدبـنده مـیان بـندگـان بـسـتـه مـیان بـه چـاکـری
روی بـه خـاک می نهم گر تـو هلاک می کنیدست بـه بـند می دهم گر تـو اسیر می بـری
هر چه کنی تو برحقی حاکم و دست مطلقیپـیش که داوری بـرند از تـو که خـصـم و داوری
بـنـده اگـر بـه سـر رود در طـلـبــت کـجـا رسـدگـر نـرسـد عـنـایـتـی در حـق بــنـده آن سـری
گـفـتـم اگـر نـبــیـنـمـت مـهـر فـرامـشـم شـودمـی روی و مـقــابــلـی غــایـب و در تــصــوری
جـان بـدهند و در زمـان زنده شـوند عـاشـقـانگر بـکشی و بـعد از آن بـر سر کشتـه بـگذری
سعدی اگر هلاک شد عمر تـو بـاد و دوسـتـانملک یمین خویش را گر بکشی چه غم خوری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.