ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٦١: خوش بود یاری و یاری بر کنار سبزه زاری

RSS
تغییر یافته در 2011/08/15 16:57 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
خـوش بـود یـاری و یاری بـر کـنـار سـبـزه زاریمـهربـانـان روی بـر هم وز حـسـودان بـرکـناری
هر که را بـا دلسـتـانی عیش می افتـد زمانیگو غـنیمت دان که دیگر دیر دیر افـتـد شـکاری
راحـت جـانسـت رفـتـن بـا دلـارامی بـه صـحـراعـین درمانسـت گفتـن درد دل بـا غمگسـاری
هر کـه مـنظـوری ندارد عـمـر ضـایع می گـذارداخـتـیار اینـسـت دریاب ای کـه داری اخـتـیاری
عـیش در عـالـم نـبـودی گـر نـبـودی روی زیـبـاگر نه گل بودی نخواندی بلبلی بر شاخساری
بــار بـی انـدازه دارم بــر دل از سـودای جـانـانآخـر ای بـی رحـم بـاری از دلـی بـرگـیـر بـاری
دانی از بـهر چه معنی خاک پـایت می نبـاشمتـا تـو را ننـشـینـد از مـن بـر دل نـازک غـبـاری
ور تـو را بـا خـاکساری سر بـه صحـبـت درنیایدبـر سـر راهت بـیفـتـم تـا کـنی بـر من گـذاری
زندگانی صـرف کردن در طـلب حـیفـی نبـاشـدگر دری خواهد گشودن سهل بـاشد انتـظاری
دوسـتـان معـذور دارند از جـوانمردی و رحـمـتگـر بــنـالـد دردمـنـدی یـا بــگـریـد بــی قـراری
رفتـنش دل می ربـاید گفتـنش جـان می فزایدبـا چنین حسن و لطافت چون کند پـرهیزگاری
عمر سعدی گر سر آید در حدیث عشق شایدکو نخـواهد ماند بـی شک وین بـماند یادگاری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.