ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٥٧٠: هرگز نبود سرو به بالا که تو داری

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 00:58 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
هـرگـز نـبـود سـرو بـه بـالـا کـه تـو دارییـا مـه بــه صــفـای رخ زیـبــا کـه تــو داری
گر شمع نبـاشـد شـب دلسـوخـتـگان راروشــن کـنـد ایـن غــره غــرا کـه تــو داری
حـوران بـهشـتـی که دل خـلق سـتـادندهـرگــز نـســتــانـنـد دل مــا کــه تــو داری
بــسـیـار بــود سـرو روان و گـل خــنـدانلـیکـن نه بـدین صـورت و بـالـا کـه تـو داری
پـیداست که سرپـنجـه ما را چه بـود زوربــا سـاعـد سـیـمـیـن تــوانـا کـه تــو داری
سـحـر سـخـنـم در هـمـه آفـاق بـبـردنـدلـیـکـن چـه زنـد بـا یـد بـیـضـا کـه تـو داری
امـثـال تــو از صـحـبــت مـا نـنـگ نـدارنـدجای مگسست این همه حلوا که تو داری
این روی به صحرا کند آن میل به بستانمـن روی نـدارم مـگـر آن جــا کـه تــو داری
سعدی تـو نیارامی و کوتـه نکنی دستتــا ســر نـرود در سـر سـودا کـه تــو داری
تـا میل نبـاشد بـه وصال از طرف دوستسـودی نکـنـد حـرص و تـمـنـا کـه تـو داری



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.