ویکی دُرج، کتابخانه آزاد شعر پارسی
مهمان خوش آمدید. ورود     ( ثبت نام ) کتابها | زندگینامه ها | جستجوی پیشرفته | درباره دُرج | راهنمای ساخت دفترچه شعر در ویکی دُرج | پادکست دُرج
RSS   RSS
 

راهبری


جستجوی سریع در ویکی دُرج
»



شماره ٦٠٢: آسوده خاطرم که تو در خاطر منی

RSS
تغییر یافته در 2011/08/16 01:00 توسط Administrator دسته‌بندی شده به عنوان سعدی, شعر کهن
آســوده خــاطــرم کـه تــو در خــاطـر مـنـیگر تـاج می فـرسـتـی و گر تـیغ می زنی
ای چـشـم عـقـل خـیـره در اوصـاف روی تـوچون مرغ شب که هیچ نبیند به روشنی
شـهری بـه تـیغ غمزه خـون خـوار و لعل لبمـجـروح مـی کـنی و نمـک می پـراکـنی
مـا خـوشـه چـین خـرمـن اصـحـاب دولـتـیـمبـاری نگـه کـن ای کـه خـداونـد خـرمـنی
گـیرم کـه بـرکـنـی دل سـنـگـین ز مـهر مـنمـهر از دلـم چـگـونـه تـوانـی کـه بـرکـنی
حـکم آن تـوست اگر بـکشی بـی گنه ولیکعـهد وفای دوسـت نشـاید که بـشـکنی
این عـشـق را زوال نـبـاشـد بـه حـکـم آنـکمـا پـاک دیـده ایـم و تـو پـاکـیـزه دامـنـی
از من گـمـان مبـر کـه بـیاید خـلـاف دوسـتور مـتـفـق شـونـد جـهانی بـه دشـمـنی
خواهی که دل به کس ندهی دیده ها بدوزپـیـکـان چـرخ را سـپــری بــاشـد آهـنـی
بـا مدعی بـگوی که ما خـود شـکسـتـه ایممحـتـاج نیسـت پـنجـه که بـا ما درافکنی
سـعـدی چـو سـروری نتـوان کـرد لازمسـتبــا سـخـت بـازوان بـه ضـرورت فـروتـنـی



پیاده سازی و اجرا: مهر ارقام رایانه   در فیس بوک به دُرج بپیوندید!   مشاهده شعرهای روزانه دُرج در توییتر    نوا و نماهای دُرج در یوتیوب    فروشگاه اینترنتی آپادانا   حامیان: همراه اول    بانک تات      هر گونه برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع، مجاز می باشد.